اگر می توانید، به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید. به او بگویید تعمق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گلهای درون باغچه و به زنبورها که در هوا پرواز می کنند، دقیق شود. به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردن کشان، گردن کش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه برخلاف او حرف بزنند.
به پسرم یاد بدهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند. ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهید. اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد. به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست. به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.
در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید، اما از او یک نازپرورده نسازید. بگذارید که او شجاع باشد، به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید، پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است.

به گزارش خبرنگار سیاسی پایگاه خبری-تحلیلی "ندای انقلاب"، بهتازگی مسترهای "عرفان حلقه" که از چندی پیش در امریکا و انگلیس، کانون فرقهسازی علیه کشورهای مسلمان رحل اقامت گزیدهاند، بهمنظور تدا...وم کسب ثروت نامشروع در شگردی جدید با برگزاری دورههای اینترنتی آنلاین درصدد کلاهبرداری از افراد سادهلوح داخل کشور برآمدهاند.
هزینه هر یک از این دورههای ۹ گانه که بنابر ادعای منحرفان"عرفان حلقه" اولین دوره آن تحت عنوان "سایمنتولوژی" از روز یک شنبه (۱۵ بهمن ۹۱) به مدت پنج هفته در حال برگزار شدن است، بالغ بر ۱۰۰ دلار برآورد شده است.
گفتنی است، محمد علی طاهری، بنیانگذار فرقه انحرافی "عرفان حلقه" از اواسط دهه هفتاد مدعی فرادرمانی شده و فعالیت رسمی وی از سال ۸۳ در قالب یک موسسه آغاز گردید و در سال ۸۵ نیز موفق به دریافت مجوز تاسیس یک سازمان مردم نهاد گردید که به دلیل تخلفات گسترده در سالهای بعد این مجوز تمدید نگردید. با این وجود نامبرده و همفکرانش با اغفال جوانان و برخی از خانوادهها بصورت گسترده اقدام به برگزاری کلاسهایی در سطح تهران و چند شهر دیگر کردند و از این طریق میلیونها تومان ثروت نامشروع و غیر قانونی کسب کردند، تا اینکه وی در ۱۴ اردیبهشت ماه۹۰ بازداشت و پس از محاکمه به ۷ سال زندان محکوم شد.
از مهمترین انحرافات این فرقه میتوان به مواردی مانند: تفسیر به رای آیات قرآن، توهین به مقام الوهیت، رد شفاعت و توسل به ائمه معصومین (ع)، تعبیر از دین به خرافه، برگزاری کلاسهای خلاف شرع و مختلط برای زنان و مردان بدون پوشش اسلامی، طرح مسائلی درخصوص احضار ارواح و رابطه با جنیان، درمانگری با استفاده از روشهای شیطانی و ... اشاره کرد.
جدول/ فرجام قاتلان امام حسین(ع) و یاران با وفایش
به گزارش خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ دهم محرم سال 61 هجری، حادثه عظیم قیام عاشورا، شهادت حسین بن علی علیهالسلام و هفتاد و دو تن از یاران باوفای ایشان رقم خورد. قیامی که حضرت اباعبدالله(ع) برای برپایی و اقامه دین مبین اسلام، همراه خانواده خویش، حج خود را نیمهتمام رها کرد و برای ادای رسالت مهمی به سوی کربلا حرکت کرد.
افراد بسیاری در واقعه عظیم عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. آنهایی که دل در گروی محبوب حقیقی نهاده بودند، در یاری امام زمان خویش بر یکدیگر سبقت گرفته، عاشقانه از حریم ولایت و حرمت فرزند رسول خدا(ص) دفاع و حمایت کردند.
اما گروهی که فریفته مال و مقام دنیوی شده بودند در جبهه مقابل حق، ایستادند و سرنوشتی ذلتبار را برای خود در دنیا و آخرت رقم زدند.

اخلاق مانند عمل نیست
اخلاق مانند عمل، یک حرکت بدنی نیست؛ بلکه یک امر درونی است. چون امری درونی است زشتی و زیبایی آن هم معلوم نیست؛ گاهی خود شخص زیبایی و زشتی آن را می داند ولی گاهی این امر برای خود شخص هم مستور است.
اخلاق بد درمان میشود
همان طور که یک بیماری رشد می کند اخلاق بد هم رشد می کند؛ و همان طور که یک بیماری با مراجعه به پزشک درمان می شود اخلاق بد هم درمان می شود؛ و همانطور که بیماری یا سلامتی جزء عوارض بدن هستند اخلاق بد یا اخلاق خوب نیز جزء عوارض نفس هستند.
منشأ اخلاق خوب و بد چیست؟
اخلاق انسان، منشأ و پایگاه دارد. منشأ اخلاق خوب و بد، عقیده خوب و بد است. عقیده خوب باعث پیدایش اخلاق خوب می شود؛ و عقیده بد باعث پیدایش اخلاق بد می شود.
حال اگر کسی اخلاق خوب داشت اما گرفتار رذایل اخلاقی شد ذات اقدس اله او را درمان می کند؛ اما اگر مبتلا به اخلاق بد بود و گرفتار رذایل شد خدا به او مهلت می دهد که آن را اصلاح کند، و اگر اصلاح نکرد خدا آن بدیها را افزایش می دهد.
نجات افراد موحد
قرآن می گوید بنیاد برخی بر اساس رذیلت و نهاد برخی بر اساس خوبیها است. برخی موحدانه میاندیشند؛ لذا معتقدند که خدایی هست. اگر کسی موحدانه به دنیا نگاه کرد سعی میکند نه به بیراهه برود و نه راه کسی را ببندد. چنین شخصی اگر هم لغزید خداوند متعال لطفی میکند و او را درمان مینماید و حتی اگر درون او رذیله ای ه مبود آن را جراحی میکند و قلبش را شفاف می کند و آنگاه او را وارد بهشت می کند.
مهلت به افراد ملحد
اما اگر کسی ملحدانه زندگی کند و عقیده اش باطل باشد مانند شخصی است که به یک تنور مشتعل نزدیک میشود و بالای تنور هم یک لایه نازک خاک وجود دارد. این فرد وقتی پا روی آن لایه گذاشت بدون تردید در آتش می افتد و می سوزد.
خیلی ها گرفتار رذایل اخلاقی هستند و به خاطر نداشتن بنیان محکم عقیدتی، با خرافات زندگی می کنند. چنین افرادی چون شانسی زندگی میکنند و عقیده هم ندارند، پا روی یک لایه خالی و در حال ریزش گذاشتهاند.
بنابراین اگر کسی دارای عقیده بد بود باید بداند که یک بیماری خطرناک در درون او سرایت کرده و هر روز دارد افزایش پیدا می کند. خداوند سبحان به چنین فردی ابتدا مهلت می دهد و درمان و راه را به او نشان میدهد.
قرآن شفاء است
قرآن هر جا وارد شود شفاء میدهد. قرآن دارویی نیست که گاهی اثر کند و گاهی نکند؛ بلکه هر جا وارد میشود شفاء میدهد. ولی آنهایی که نمی آیند و از این دارو استفاده نمی کنند مطمئن باشند که خدا آنها را به حال خود رها نمی کند؛ بلکه کاری میکند که این بیماری و آن رذایل در تمام وجودشان فرا گیر شود.
چه وقت امید به نجات هست؟
ممکن است فردی از نظر بدنی سالم باشد؛ اما از نظر رذایل اخلاقی به جایی برسد که مجاری ادراکی خود را خفه کند و جایی را نبیند. چنین شخصی، هدف اصلی حیات را زنده به گور می کند و اهداف پلید را در غرایز خود قرار می دهد و در درونش دفن می کند.
بنابراین تکیهگاه اخلاق، "اعتقادات" است؛ اگر عقیده طیب و طاهر بود امید به نجات هست و اگر نبود امیدی به نجات نیست.
منبع ::: سایت خبری ابنا - مجمع جهانی اهل البیت (ع)
گزارش آماری از اسیران و بازماندگان واقعه کربلا + جدول
به گزارش خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ آمار اسیران کربلا، مختلف گزارش شده است، تعداد اسیران مرد چهار، پنج، ده و دوازده نفر گزارش شده است. تعداد اسیران زن نیز چهار، شش و 20 نفر گزارش شده است.
بنابراین، اظهار نظر قطعى در مورد تعداد اسرا، مانند تعداد شهداى کربلا، ممکن نیست، ولی نام شمارى از اسیران که در منابع مختلف گزارش شده است، با این حال آماری از بازماندگان واقعه کربلا از کتاب دانشنامه امام حسین(ع) تألیف آیتالله محمد محمدی ریشهری در ادامه میآید:

آیتالله قرهی معتقد است که؛ «اخلاص» سرّی از اسرار الهی و ودیعه حضرت حق بر محّبینش در عالم است.
آیت الله روحالله قرهی در آخرین جلسه درس اخلاق خود که در مسجد و حوزه علمیه امام مهدی(عج) برگزار شد، به بیان ویژگیهای «بندگان مخلص» پرداخت که مشروح آن در پی میآید.
ذوالجلال و الاکرام به بعضی از بندگان خاص خودش، اسراری را مرحمت میفرماید که جز این بندگان خاص حضرت حق کسی به سرّ نخواهد رسید؛ به این دلیل که در سرّ به معنی آنچه بین عبد و ذوالجلالوالاکرام است، لذّتی هست که هیچگاه عبد آن لذّت را با هیچ چیز دیگر عوض نمیکند. آنقدر در این مقوله سرّ و اسرار الهی، بین ذوالجلال و الاکرام و بندهاش خلوت است، که هیچ کس جز خودش و بندهاش و بندگانی که در این حیطه سریه حضرت حق قرار گرفتهاند، از رمز و رموز سرّی که ذوالجلال و الاکرام در سینه آنها قرار میدهد، با خبر نمیشود.
امّا گاه ذوالجلال و الاکرام از لسان خودش و لسان انبیاء عظام و لسان حضرات معصومین (علیهم صلوات المصلین)، با ایما و اشاره، راجع به این سرّ سخن گفته است که این هم یکی از آن عجایب است. پیغمبر اکرم، حضرت محمّد مصطفی(ص) فرمودند: «مُخْبِراً عَنْ جَبْرَئِیلَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»[۱]، جبرائیل امین، خبری را از جانب حضرت حق مرحمت کرد که «أَنَّهُ قَالَ الْإِخْلَاصُ سِرٌّ مِنْ أَسْرَارِی» عزّوجلّ فرمودند: اخلاص سرّ است، آن هم سری از اسرار من.
نکته بسیار مهمّی است. اوج این مطالبی که در این جلسات راجع به اخلاص بیان میکنیم، این است که ذوالجلال و الاکرام میفرماید: خود این اخلاص سرّ است. ذوالجلال والاکرام هر کسی را به این سرّ خودش آگاه نمیکند.
میفرمایند: «سِرُّ مِن اَسراری اسْتَوْدَعْتُهُ قَلْبَ مَنْ أَحْبَبْتُ مِنْ عِبَادِی» خدا این سرّ را در قلب کسی که او را دوست دارد و به او عشق میورزد، ودیعه قرار میدهد.
لذا اخلاص، سرّی از اسرار الهی و ودیعه حضرت حق بر محّبینش در عالم است.
آن حکیم فرزانه، عالم عظیمالشّأن، فقیه موّحد، آیتالله آسیّد علی آقا قاضی تعبیر بسیار زیبایی را ذیل این روایت شریف دارند. ایشان میفرمایند: وقتی اخلاص سرّ است و من ناحیة الله به قلب محبوبش ودیعه داده میشود، معلوم است غیر مخلصین عالم کسی از کنه اخلاص با خبر نمیشود. دیگران چه میفهمند مقام اخلاص چیست.
اوج بندگی حضرت حق
ملّا محسن فیض کاشانی، آن فقیه عارف متخلّق به اخلاق الهی، بیان میفرمایند: دلیل سرّ بودن اخلاص، این است که مخلصین عالم دوست ندارند، در عالم کسی از اعمال نیکشان جز حضرت حق، ذوالجلال و الاکرام باخبر باشد. آنها فقط تحسین آن ربّ ودود را میطلبند و میترسند در عالم یکی به آنها احسنتی، بارک اللّهی بگوید و آنگاه حس کنند دیگران از آن عمل برای خدا، با خبر شدند.
لذا آیتالله آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی، ذیل همین مطلب میفرمایند: اوج بندگی حضرت حق، آن موقعی است که دیگر انسان از همه چیز ببرد و فقط بخواهد عملش در درگاه حضرت حق برای خودش باشد و جز او چیزی را شریک قرار ندهد.
آیتالله العظمی بهجت، آن بهجتالقلوب میفرمودند: بعضی از اعاظم که خودشان هم همین حال عجیب را داشتند، وقتی در تشهّد میگفتند: «اَشهَدُ اَن لَا اِلهَ اِلّا اللّه وَحدَه لا شَریکَ لَه»، گاه در این «وَحدَهُ لا شَریکَ لَه»، تمام اندامشان به لرزه درمیآمد که نکند شریکی در عمل من باشد ولو نفس امّاره، ولو به اینکه منتظر باشم کسی به من بگوید آفرین عجب علمی، عجب صدایی، عجب سخنی که این لذّت از آفرینها؛ یعنی برای حضرت حق شریک قرار دادن.
تا جایی که اولیاء الهی بیان میفرمایند: وقتی انسان عمل را برای خدا انجام میدهد، میترسد از این که آن عمل را خودش برای خودش، نه برای کسی، در ذهنش تکرار کند که نکند از خود عمل خوشش بیاد.
چه اشکال دارد انسان از عمل خوب خوشش بیاید؟ چون امکان دارد اگر از این عمل خوب خوشش آمد، به عمل خود غرّه شود و دیگر فضل و کرم حضرت حق از نظرش دور شود. اولیاء الهی این طور وحشت داشتند.
علّامه آسیّد محمد حسین حسینی طهرانی میفرمودند: گاهی عارف بزرگوار، آسید هاشم حدّاد در قنوتشان تکرار میکردند: «عامِلنا بِفَضلِک، عامِلنا بِفَضلِک، عامِلنا بِفَضلِک…» و وقتی میخواستند بیان بفرمایند: «وَ لا تُعامِلنا بِعَدلِکَ یا کَریم» وحشت داشتند و نمی توانستند بیان کنند و گاه نیمه، دعا را رها میکردند.
ایشان فرمودند: سرّش این بود که ایشان دائم از این که نکند عمل برایشان جلوه کند، وحشت داشتند و مدام میفرمودند: «عامِلنا بِفَضلِک».
این حال خوش اولیاء و مخلصین عالم است. آنها میدانند هر چه که بخواهند باید برای خودش باشد و غیر را ولو نفس امّاره که از همه مطالب بدتر است از این عمل دور میکنند. لذا مخلصین عالم هم وقتی در مقام اخلاص قرار میگیرند، با هم رقابت دارند.